اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )

146

خُفى علائى ( خف علائى يا الخفية العلائية ) ( فارسى )

( 89 ) - سيساليوس : ماخوذ از يوناني ، انغوزه ( ناظم الاطباء ) ، سيساليوس تخم انجدان رومي ( بحر الجواهر ) 0 ( 90 ) - شليثا : نام داروئي كه در فالج و لقوه استعمال ميكنند ( ناظم الاطباء ) ، ( ايضا رجوع شود به بحر الجواهر ) 0 ( 91 ) - در " مر " و " كا " ، پس از " مىنهند " است : صفت ضماد به شرح متن ، در نسخه " مر " ، در حاشيه اين قسمت بر بالاي سيساليوس قريب سى نيم سطر در باره مواد متشكله سيساليوس و خواص آن آورده شده است . ( 92 ) - قردمانا : ماخوذ از يوناني . كروياي بري يا گياهى شبيه بابونه ايضا كروياي بري ( ناظم الاطباء ) 0 قردامون ، قردمانه ، قردماني قاقله صغار 000 ( دهخدا ) / Cardamomum / قاقله كبار ( Round Cardamom شليمر ) ، قردمانا : بعضي گويند كه خرسم است و بعضي گويند كه كراويه كوهي است ( بحر الجواهر ) قردمانه ، قردمانا ، قردماني قاقله صغار - Cardamom ( 93 ) - بصل الفار : پياز دشتي 000 پياز موشي 000 ( ناظم الاطباء ( 0 عنصل ، پياز دريائي 000 Sea onio Medicinal Squill ( واژه‌نامه گياهى ) 0 پياز دريائي ، پياز دشتي ، بصل الفار ، عنصل - Sea Onion ( 94 ) - در " مر " ، " دردي " و در " كا " ، " دروي " آمده است . ( 95 ) - مفلوج : فالج زده و گرفتار فالج ( ناظم الاطباء ) ، مفلوج : فالج ، افليج ( Paralyzed , Paralytic , Paraplegic آريانپور ) 0 ( 96 ) - خدر : سستي ، خواب رفتگي اعضاء بدن ، كرخي . ( 1 / 183 ) ( 97 ) - شيطرج : داروئي هندي و بسيار تيز و تند ، شيطره شاهتره ( ناظم الاطباء ) ( Fumitory آريانپور ) 0 شاهتره ، شيطرج - Fumitory ( 98 ) - ترياق كبير ترياق بزرگ كه به ترياق فاروق نيز ناميده مىشد . فاروق مركب از تعداد زيادي مواد بوده است . ترياق Theriaque Antidote پادزهر فادزهر ، ترياق فاروق Theriac ) - Electuary براي اطلاع بيشتر به برهان قاطع و ناظم الاطباء مراجعه شود ) 0 ( 99 ) - نسخه " مر " ، كلمات " نافع باشد و غرغره " را اضافه دارد . ( 100 ) - سرگشتگي : حيرت و تحير و تعجب و شوريدگي و پريشانى و گمراهى ( ناظم الاطباء ( ، دوار ، سرگيجه ، گيجي ) Vertigo آريانپور ) ، دوار : گردش سر ، سرگردان ، سدر [ به كسر سين ] ( مقدمه الادب ) ، ( ايضا به بحر الجواهر مراجعه شود ) 0 ( 101 ) - در ساير نسخه ها ، جملات پس از " موافق بود " تا " آميخته دهند " ديده نشد . ( 102 ) - در مج 1 ) و " كا " ، " شود " و در " مر " ، " گردد " آمده است . ( 103 ) - در " مر " ، " هل اسفند " آمده است ، در مج 1 ) ، " و از آب گرم " آمده است . ( 104 ) - موم روغن : قيروطي ( ذخيره خوارزمشاهي ) ( بحر الجواهر ) 0 مخلوطي از موم و روغن كه قيروطي نيز گويند ( ناظم الاطباء ) 0 تركيبي است از موم و روغن و چيزهاي چند كه تركهاي پا و دست را به كار است . معجوني كه از موم و پيه گداخته و آب چغندر كنند طلي را بر شقاقها كه از سرما يا آب سرد بر پاي يا دست پديد آيد ( يادداشت مرحوم دهخدا ) 0 قيروتي : ( يوناني ) موم روغن ( برهان ) ( تحفه حكيم مومن ) ( ذخيره خوارزمشاهي ) 0 بعضي گويند مرهمي باشد كه آن را از گل سرخ و اكليل الملك و زعفران و كافور و موم سازند 000 ( دهخدا ) 0 ( 105 ) - در ساير نسخه ها ، " شير خر " ديده نشد . ( 106 ) - اگر چه با عنوان " خدر " قبلا مطالبي ذكر شد ولي در اينجا از سياق عبارت و توضيح مطلب بر مىآيد كه فصلى جداگانه باشد . ( 107 ) - در ساير نسخه ها ، " باز ايستادن " آمده است .